Assessing the Impact of Green Buildings on Urban Air Pollution in Mashhad
Rapid urbanization, the expansion of urban construction, and the increasing consumption of fossil fuels in recent decades have intensified air pollution and reduced environmental quality in major Iranian cities. Mashhad, as the second-largest metropolis in the country, faces serious air pollution challenges due to its semi-arid climate, population growth, concentration of urban activities, and the occurrence of temperature inversion. In this context, buildings account for a significant share of energy consumption and the production of air pollutants, and therefore can play a decisive role in either exacerbating or reducing pollution.
The present study aims to investigate the role of green buildings in reducing air pollution in the city of Mashhad. The research method is descriptive–analytical and comparative in nature. The statistical population consists of 60 buildings in Mashhad, including 30 buildings designed based on green building principles and 30 conventional buildings. Data related to five major pollutants, including PM2.5, PM10, CO, NO₂, and SO₂, were collected from the Environmental Protection Organization of Razavi Khorasan for the year 2024 (1403). Data analysis was conducted using SPSS software.
The results indicated that the average concentration of pollutants in green buildings was approximately 30 percent lower than that in conventional buildings. These findings highlight the significant role of green design in reducing air pollution, improving environmental quality, and promoting urban sustainability in the metropolis of Mashhad. The results of this study can serve as a basis for urban policy-making, the development of design regulations, and the promotion of sustainable architecture in similar climatic regions.
معماری حکمرانی تنوع جنسیتی در نظام ورزش قهرمانی ایران
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی معماری حکمرانی تنوع جنسیتی در نظام ورزش قهرمانی ایران بود. روش پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه مدیریت ورزش قهرمانی، سیاستگذاری ورزشی، مطالعات جنسیت و حکمرانی بود که بر اساس نمونهگیری هدفمند، ۱۷ نفر از مدیران ارشد ورزشی، اعضای هیئتعلمی و متخصصان مرتبط انتخاب شدند. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق گردآوری و پس از پیادهسازی، در سه مرحله تحلیل شد. بهمنظور افزایش اعتبار یافتهها، از راهبردهایی نظیر بازبینی مشارکتکنندگان، بررسی همکار پژوهشگر و اشباع نظری استفاده گردید. نتایج تحلیل دادهها منجر به شناسایی مجموعهای از مضامین در قالب شش مضمون فراگیر شامل معماری نهادی حکمرانی جنسیتی، نظام شفافیت و پاسخگویی سازمانی، توانمندسازی و ظرفیتسازی جنسیتی، تحول فرهنگی حکمرانی، سیاستگذاری و محیط نهادی پشتیبان و حکمرانی مشارکتی و شبکهای شد. یافتهها نشان داد که مسئله تنوع جنسیتی در ورزش قهرمانی ایران صرفاً به میزان حضور زنان در مناصب مدیریتی محدود نبوده، بلکه به نحوه توزیع قدرت، سازوکارهای تصمیمگیری، فرهنگسازمانی، نظامهای ارزیابی و تعامل ذینفعان وابسته است. بر این اساس، تحقق حکمرانی جنسیتی نیازمند رویکردی سیستمی و چند سطحی است که اصلاح ساختارهای نهادی، توسعه سرمایه انسانی، ارتقای شفافیت و پشتیبانی سیاستی را بهصورت همزمان دنبال کند. مدل مفهومی حاصل از پژوهش، چارچوبی تحلیلی برای فهم و بازطراحی سازوکارهای حکمرانی تنوع جنسیتی در نظام ورزش قهرمانی ایران فراهم میکند و میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و پژوهشهای آتی در حوزه حکمرانی ورزش قرار گیرد.
Structural Modeling of the Effects of Distributed and Data-Driven Governance on Spatial Resilience in Territorial Planning: The Mediating Role of Transparency and Spatial Justice
This study aimed to construct and test a structural model explaining how distributed and data-driven governance influence spatial resilience in territorial planning through the mediating roles of transparency and spatial justice. A total of 235 experts in spatial planning and governance participated through purposive sampling. Data were gathered using a validated researcher-made questionnaire and analyzed via structural equation modeling. Reliability and validity indices were above the recommended thresholds (Cronbach’s α > 0.70). The final model demonstrated a good fit (RMSEA = 0.056). Results revealed that distributed governance (β = 0.31) and data-driven governance (β = 0.28) both exert significant positive direct effects on spatial resilience. Transparency (β = 0.26) and spatial justice (β = 0.29) also had direct and substantial impacts. Indirect effects were confirmed for distributed governance via transparency (β = 0.11) and for data-driven governance via spatial justice (β = 0.10). These findings emphasize that reinforcing spatial resilience requires mechanisms promoting open data, institutional transparency, and equitable territorial resource allocation, providing an integrative framework for smart and fair territorial governance in Iran.
طراحی مدل رهبری پدرسالارانه در اکوسیستم حکمرانی ورزش شهر هوشمند
هدف این پژوهش، طراحی مدل رهبری پدرسالارانه در اکوسیستم حکمرانی ورزش شهر هوشمند و تبیین سازوکارهای تعاملی آن در ارتقای کارایی حکمرانی، مشارکت ذینفعان و نوآوری خدمات ورزشی است. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت اکتشافیـتوسعهای و با رویکرد کیفی انجام شد. راهبرد پژوهش نظریهپردازی دادهبنیاد (اشتراوس و کوربین) بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۲۲ نفر از خبرگان مدیریت ورزشی، حکمرانی شهری، مدیریت شهری هوشمند و متخصصان حوزه داده و فناوری گردآوری شد و نمونهگیری بهصورت هدفمند و نظری تا اشباع انجام گرفت. تحلیل دادهها همزمان با گردآوری و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت که درنهایت ۳۶۱ کد اولیه استخراج و در قالب مقولات و روابط پارادایمی سازماندهی شد. یافتهها نشان داد شرایط علّی شکلگیری پدیده شامل جهتدهی ارزشی و مسئولیتپذیری حامیانه، ضرورت هماهنگی شبکهای، فشار دیجیتالسازی و الزامات حکمرانی داده و حساسیتهای فرهنگیـاجتماعی ورزش شهری است. شرایط زمینهای شامل معماری نهادی و تنظیمگری، اقتصاد سیاسی ورزش شهر، فرهنگ و سرمایه اجتماعی و بلوغ زیرساخت داده و فناوری و شرایط مداخلهگر شامل شایستگیهای رهبر و تیم راهبر، حمایت ذینفعان، آمادگی سازمانی و جو رسانهای و فشار عملکردی شناسایی شد. راهبردهای محوری نیز تنظیمگری رفتار رهبری و مرزبندی اقتدار، سازوکارهای مشارکت و شنیدن صدا، حکمرانی داده و شفافیت شبکهای، چابکسازی شبکه و توانمندسازی سرمایه انسانی بود. پیامدهای مدل، ارتقای کیفیت تصمیم و کارایی حکمرانی، تقویت اعتماد و سرمایه اجتماعی، نوآوری خدمات، ارتقای عدالت و شمول و افزایش تابآوری اکوسیستم را نشان داد. مدل نهایی چارچوبی بومی برای همزمانسازی اقتدار مسئولانه، حمایتگری اعتمادساز و اخلاقمداری پاسخگو به داده در حکمرانی ورزش شهر هوشمند ارائه میکند.
ارائه یک الگوریتم زمانبندی جهت کاهش ترافیک شهری بهصورت هوشمند برای ارتقاء کیفیت سرویس (QoS) در شبکههای موردی بین خودرویی (VANET)
مدیریت ترافیک شهری در شهرهای هوشمند مستلزم تصمیمگیری سریع و قابلاعتماد بر پایه تبادل بلادرنگ داده میان وسایل نقلیه است. شبکههای موردی بینخودرویی (VANET) این بستر را فراهم میکنند، اما پویایی شدید توپولوژی، تراکم متغیر خودروها و محدودیت کانال بیسیم، تضمین کیفیت سرویس (QoS) برای پیامهای ناهمگن را دشوار میسازد. این پژوهش یک الگوریتم زمانبندی هوشمند و محتوامحور را برای کاهش ازدحام شبکه و پشتیبانی از کاهش تراکم ترافیک شهری ارائه میکند. درروش پیشنهادی، پیامها بر اساس نوع کاربرد در صفهای اولویت (اورژانسی، ویدئویی، صوتی و متفرقه) تفکیک میشوند و زمانبندی ارسال بهصورت تطبیقی باهدف کاهش تأخیر انتهابهانتها و افزایش نرخ تحویل بسته انجام میگیرد. بهمنظور بهبود همزمان شاخصهای QoS، تنظیم دورهای پارامترهای لایه MAC و توان ارسال بهعنوان یک مسئله بهینهسازی چندهدفه در نظر گرفتهشده و سپس با پیشبینی تحرک و تشکیل توپولوژی/خوشهبندی مبتنی بر محتوا، مسیریابی و ارسال دادهها در هر بازه زمانی بازپیکربندی میشود. ارزیابی عملکرد در محیط شبیهسازی شهری مبتنی بر IEEE 802.11p و سناریوهای متفاوت شامل تغییر تعداد خودروها، تغییر سرعت و تغییر برد رادیویی انجام شد. نتایج نشان داد روش پیشنهادی در مقایسه با روشهای مرجع، تأخیر انتهابهانتها را در شرایط پرتراکم کاهش داده و نرخ تحویل موفق بسته را بهبود میدهد. همچنین تحلیل تفکیکی اولویتها نشان داد پیامهای اورژانسی با تأخیر کمتر و پایداری بالاتر منتقل میشوند که برای کاربردهای ایمنی و کنترل ترافیک حیاتی است. نتایج نشان داد سازوکار صفبندی چندسطحی، از رقابت پیامهای کماهمیت کاسته و امکان تخصیص منابع کانال به جریانهای حساس به زمان را با کارایی فراهم میکند. درمجموع، ترکیب زمانبندی اولویتمحور، بازسازی توپولوژی محتوامحور و تنظیم تطبیقی MAC، چارچوبی کارآمد برای ارتقای QoS و کاهش اثرات ازدحام در شبکههای بینخودرویی شهری ارائه میدهد.
شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه رفتارهای استارتآپی در ورزش ایران با رویکرد حکمرانی هوشمند
تحقیق حاضر باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه رفتارهای استارتآپی در ورزش ایران با رویکرد حکمرانی هوشمند انجام گرفت. روش تحقیق حاضر آمیخته بود. نمونه آماری بخش کیفی شامل متخصصان آگاه به موضوع تحقیق بودند. بهمنظور شناسایی این نمونهها، از روش نمونهگیری هدفمند استفاده گردید. این نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و درنهایت تعداد 14 نفر بهعنوان نمونه در بخش کیفی مشخص گردیدند. همچنين جامعه آماری تحقیق حاضر در بخش کمی شامل فعلان حوزه استارت آپ در ورزش بودند که این افراد شامل اساتید، دانشجویان،شتابدهندهها و متخصصان حوزه استارت آپ در ورزش بود. با توجه به اینکه جهت انجام معادلات ساختاری نیاز است تا حداقل ۵ نفر با توجه به تعداد گویه ها بهعنوان نمونه تحقیق مشخص شوند؛ لذا تعداد ۳۳۵ نفر بهعنوان نمونه تحقیق مشخص شد. درنهایت پس از پخش و جمعآوری پرسشنامههای تحقیق تعداد ۳۰۵ پرسشنامه مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. ابزار جمعآوری دادهها در تحقیق حاضر شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته میباشد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادههای تحقیق حاضر از کدگذاری و همچنین آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. کلیه روند تجزیهوتحلیل دادههای تحقیق حاضر در نرمافزارهای SPSS، PLS و Maxqda انجام شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تعداد ۶۷ کد بهعنوان عوامل مؤثر مشخص گردید. نتایج نشان داد که عوامل مؤثر بر توسعه رفتارهای استارتآپی در ورزش ایران با رویکرد حکمرانی هوشمند شامل ۱۲ عامل (اجتماعي، فرهنگی، مدیریتی، فناوری، روانشناختی، مدیریتی، محیطی، بینالمللی، آموزشی، رقابتی، شبکهسازی و فناوریهای مالی) میباشد. با توجه به میزان تی تمامی عوامل که بالاتر از ۹۶/۱ میباشد و سطح معناداری که پایینتر از ۰۰۵/۰ میباشد؛ مشخص گردید که تمامی عوامل حضور معناداری در مدل پژوهش دارند.
تبیین قابلیتهای هوش مصنوعی در مدیریت ریسک زنجیره تأمین منبع باز در چارچوب حکمرانی هوشمند
تحقیق حاضر باهدف تبیین قابلیتهای هوش مصنوعی در مدیریت ریسک زنجیره تأمین منبع باز در چارچوب حکمرانی هوشمند طراحی گردید. تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات کیفی بود که بهصورت میدانی اجرایی گردید. روش کیفی مورداستفاده در تحقیق حاضر از نوع گرانندتئوری بود. مشارکتکنندگان در تحقیق حاضر شامل خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش با استفاده از نمونهگیری هدفمند و با رویکرد انتخاب نمونهگیری همگون و درعینحال با رعایت حداکثر تنوع نمونهگیری شدند. این مسئله تا رسیدن به اشباع نظری شکل گرفت. درنهایت تعداد ۱۳ مصاحبه در این خصوص انجام گردید. این افراد شامل خبرگانی بودند که به موضوع پژوهش حاضر اشراف کامل داشتند. به عبارتی از منظر علمی و عملی سوابق ارزشمندی در این خصوص داشت. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر مشخص گردید که قابلیتهای هوش مصنوعی در مدیریت ریسک زنجیره تأمین منبع باز در چارچوب حکمرانی هوشمند شامل پیشبینی و شناسایی پیشدستانه ریسکها، تحلیل هوشمند دادهها و ریسکهای ساختاری، بهبود تصمیمگیری و مدیریت پاسخ به ریسک، نظارت، کنترل و پایش مستمر هوشمند و خودکارسازی و افزایش کارایی مدیریت ریسک میباشد.
مدلسازی ساختاری حکمرانی هوشمند بازاریابی خدمات سلامت از راه دور در بستر خدمات عمومی دیجیتال
تحول دیجیتال در سالهای اخیر، الگوهای ارائه خدمات سلامت را دگرگون ساخته و توسعه خدمات سلامت از راه دور را به یکی از محورهای اصلی نظامهای سلامت تبدیل کرده است. در این میان، موفقیت این خدمات نهتنها به زیرساختهای فناورانه، بلکه به الگوهای حکمرانی و راهبردهای بازاریابی سازگار با منطق خدمات عمومی دیجیتال وابسته است. هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی حکمرانی هوشمند بازاریابی خدمات سلامت از راه دور با رویکرد خدمات عمومی دیجیتال بود. این پژوهش با رویکرد آمیخته و با اولویت بخش کیفی انجام شد. در مرحله نخست، از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۹ نفر از خبرگان حوزههای سلامت دیجیتال، مدیریت خدمات سلامت، سیاستگذاری عمومی و بازاریابی دیجیتال، دادههای کیفی گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شد. درنتیجه تحلیلها، ۴۴ مضمون پایه در قالب ۹ مضمون فراگیر شناسایی شد. در مرحله دوم، برای تبیین روابط میان مضامین فراگیر، از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده گردید. نتایج نشان داد که زیرساخت و نوآوری فناورانه و تنظیمگری و سیاستگذاری در لایههای پایه مدل قرار دارند و بیشترین قدرت نفوذ را بر سایر مؤلفهها دارند. در سطوح میانی، مؤلفههای شمول و دسترسی عادلانه، ارزیابی و بهبود مستمر، مشارکت و همآفرینی ارزش، تعامل و تجربه کاربر و راهبردهای بازاریابی دیجیتال قرار گرفتند که نقش واسطهای در انتقال اثرات ساختاری ایفا میکنند. درنهایت، اعتماد و مشروعیت دیجیتال بهعنوان پیامد نهایی در رأس مدل قرار گرفت. نتایج تحلیل نفوذ و وابستگی نیز نشان داد که ساختار حکمرانی هوشمند بازاریابی خدمات سلامت از راه دور، از لایههای زیرساختی و سیاستی آغازشده و درنهایت به شکلگیری اعتماد عمومی منجر میشود. این مدل میتواند بهعنوان چارچوبی مفهومی برای سیاستگذاران، مدیران سلامت دیجیتال و طراحان پلتفرمهای تلههلث در جهت ارتقای کارایی، شفافیت و اعتماد در خدمات عمومی دیجیتال مورداستفاده قرار گیرد.
About the Journal
The Journal of Governance and Smart City (JGSC) is an international, open access, peer-reviewed scholarly journal dedicated to advancing high-quality research, professional practice, and policy innovation at the intersection of governance, technology, urban development, and smart-city transformation. Established with the mission of fostering interdisciplinary dialogue, the journal serves as an academic platform for researchers, practitioners, policymakers, and innovators seeking to explore the challenges, opportunities, and evolving paradigms of modern urban governance in an increasingly digital world.
JGSC covers the full spectrum of theoretical and applied research related to good governance, smart urban ecosystems, digital transformation, data-driven policymaking, ICT-enabled public services, smart infrastructure, sustainable cities, and community-centered technological development. The journal emphasizes holistic, evidence-based approaches that integrate governance principles, technological advancements, ethical considerations, and socio-economic impacts.
The journal employs a rigorous double-blind anonymous peer-review process, in which each manuscript is evaluated by two or three expert reviewers. The typical duration from manuscript submission to final publication is approximately 8 weeks, ensuring a balance between high scientific quality and timely dissemination of research findings. JGSC welcomes contributions from all regions of the world and strongly encourages comparative, interdisciplinary, empirical, and policy-oriented submissions that support the advancement of sustainable and inclusive smart cities.