طراحی مدل بهرهگیری از هوش مصنوعی در حکمرانی مطلوب ورزش
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل بهرهگیری از هوش مصنوعی در حکمرانی مطلوب ورزش انجام شد. با توجه به گسترش فناوریهای هوشمند و ضرورت تحول در نظامهای مدیریتی، این پژوهش کوشید تا زمینهها، الزامات، موانع، راهبردها و پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در حکمرانی ورزش را شناسایی و تبیین کند. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین بود. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ۱۹ نفر از متخصصان، مدیران و صاحبنظران حوزه ورزش و فناوری اطلاعات بودند که با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که پدیده اصلی پژوهش، بهرهگیری از هوش مصنوعی در حکمرانی مطلوب ورزش است که در پیوند با سه دسته شرایط علّی شامل تحول ساختاری در نظام تصمیمگیری، بهبود شفافیت و سلامت اداری و بسترسازی برای عدالت ورزشی شکل میگیرد. همچنین، شرایط زمینهای شامل آمادگی زیرساختی، توانمندسازی سرمایه انسانی، بسترهای نهادی و حمایتهای راهبردی و شرایط مداخلهگر شامل چالشهای فرهنگی، محدودیتهای اقتصادی، دغدغههای امنیتی و موانع نهادی، بر نحوه تحقق این فرایند اثرگذارند. راهبردهای اصلی پژوهش بر نهادینهسازی حکمرانی دادهمحور، توسعه ظرفیتهای هوشمند، تقویت شفافیت، گسترش مشارکت و تنظیمگری چابک استوار بود. پیامدهای اجرای این الگو نیز در قالب ارتقای اثربخشی حاکمیتی، تحقق عدالت و شفافیت و توسعه اکوسیستم ورزش شناسایی شد. بر این اساس، هوش مصنوعی میتواند پیشرانی مؤثر برای تحول ساختاری و ارتقای حکمرانی ورزش در ایران باشد.